سروده ی من

تا دیدمت هوشم پرید
قلبم به تپ تپ ها دمید
گفتم الهی این چه بود؟
کعبه ات بود خانه ات بود
یا که شاید هم دلت بود
هر چه بود بودا
که یادش ماندنی بود
اینو خودم گفتم شاید بگید تو از شادی دم می زنی بد شعر غمگین می گی
اره من از شادی دم میزنم ولی
<زندگی مثله یه پیا نو است که دکمه های سیا غم وسفید شادی و وقتی اهنگ قشنگ میشه که دکمه های سفید و سیاه رو در کناره هم زد >